الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

353

تفسير مجمع البيان (فارسى)

ابو بكر ايستاد و پيامبر را نديد و گفت اى ابو بكر به من گفتند كه رفيق تو مرا هجو كرده پس ابو بكر گفت سوگند به پروردگار خانه كه تو را هجو نكرد پس برگشت و حال آنكه ميگفت قريش ميداند كه من دختر آقاى آنم . و روايت شده كه پيامبر ( ص ) فرمود خداوند سبحان آنها را از من گردانيد آنها مذمّت ميكنند مذمّم را و حال آنكه من محمدم ( ص ) . و اگر گفته شود چگونه ممكن است كه ام جميل پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله نبيند و حال آنكه غير او را ديده است . پاسخ : اينكه ممكن است كه خداوند شعاع چشم او را معكوس كرده يا هوا را سخت نموده باشد كه شعاع در آن نفوذ نكند يا شعاع را پراكنده كند پس متّصل به پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله نشود . و روايت شده كه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله فرمود پيوسته فرشته‌اى مرا از ديدگاه آن زن خبيثه مستور ميداشت و هر گاه گفته شود بعد از نزول اين سوره آيا لازم مىشود ايمان ابو لهب و آيا توانايى بر ايمان داشت ، و اگر ايمان ميآورد ، در آن تكذيب خبر خداى سبحان بود ، بانّه سَيَصْلى ناراً ذاتَ لَهَبٍ به اينكه او به زودى در آتشى خواهد افتاد كه داراى شعله است جواب : اينكه ايمان لازم مىشود او را براى آنكه تكليف بايمان ثابت

--> ( مىباشد و آيه وَ جَعَلْنا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا - فَأَغْشَيْناهُمْ فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ كه در سوره مباركه يس است براى مصون بودن از چشم بيدينان و ستمكاران و اعوانان آنها معجز آساست ، و حقير در زمان گذشته صدها بار به آن اعتصام نموده و از چشم شوم آنان كه در تعقيبم بوده‌اند محفوظ مانده و مرا نديدند ، و الحمد للَّه ربّ العالمين .